بسمه تعالي

 

نگاهي به كلام حضرت علي (ع) در نامه به مالك اشتر

 و مقايسه آن با شاخص هاي حاكميت خوب

     

بايد بهترين اندوخته ها در نزد تو، اندوخته كار نيك باشد. پس زمام هواهاي نفس خويش فروگير و بر نفس خود، در آنچه بر او روا نيست، بخل بورز كه بخل ورزيدن بر نفس، انصاف دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش مي شمارد. مهرباني به رعيت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعار دل خود ساز، چونان حيواني درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت شماري، زيرا آنان دو گروهند يا همكيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش. از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهايي عارضشان خواهد شد و بعمد يا خطا، لغزشهايي كنند، پس، از عفو و بخشايش خويش نصيبشان ده، همانگونه كه دوست داري كه خداوند نيز از عفو و بخشايش خود تو را نصيب دهد، زيرا تو برتر از آنها هستي و آنكه تو را بر آن سرزمين ولايت داده، برتر از توست و خداوند برتر از كسي است كه تو را ولايت داده است. ساختن كارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده است.

 

در كلام مولا علي حاكميت خوب، حاكميتي است كه از خدا به كارگزاران رسيده است و كارگزاري حاكم بر مردم است كه نيك صفت، با تقوي، با انصاف و مهربان باشد. در حاكميت خوب كمتر به شاخصه هاي حاكم پرداخته شده است، اما حضرت بيشتر به صفات حاكم اشاره دارد. در نگاه حضرت علي (ع) انتخاب كارگزاران توانمند بسيار مورد توجه قرار دارد.

 

 

 

بايد كه محبوبترين كارها در نزد تو، كارهايي باشد كه با ميانه روي سازگارتر بوده و با عدالت دمسازتر و خشنودي رعيت را در پي داشته باشد، زيرا خشم توده هاي مردم، خشنودي نزديكان را زير پاي بسپرد و حال آنكه، خشم نزديكان اگر توده هاي مردم از تو خشنود باشند، ناچيز گردد.

 

ميزان نمايندگي حاكم از طبقات اجتماعي يا شاخص حق اظهارنظر و پاسخگويي

 

 

 

بدترين وزيران تو، وزيري است كه وزير بدكاران پيش از تو بوده است و شريك گناهان ايشان. مبادا كه اينان همراز و همدم تو شوند، زيرا ياور گناهكاران و مددكار ستم پيشگان بوده اند.

 

جابجايي در قدرت

 

 

 

در حاليكه تو مي داني بهترين جانشين را برايشان بيابي از كساني كه در راي و انديشه و كارداني همانند ايشان باشند ولي بار گناهي چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از كساني كه ستمگري را در ستمش و بزهكاري را در بزهش ياري نكرده باشند، رنج اينان بر تو كمتر است و ياريشان بهتر و مهربانيشان بيشتر و دوستيشان با غير تو كمتر است.

 

شايستگي در انتخاب كاركنان

 

 

 

اينان را در خلوت و جلوت به دوستي برگزين، بايد كه برگزيده ترين وزيران تو كساني باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند حق تلخ باشد.

 

آزادي بيان در هر سطح حاكميت قانون

 

 

 

و نبايد كه نيكوكار و بدكار در نزد تو برابر باشند، زيرا اين كار سبب شود كه نيكوكاران را به نيكوكاري رغبتي نماند، ولي بدكاران را به بدكاري رغبت بيفزايد.

 

عدالت در اجراي احكام

 

 

 

سنت نيكويي را كه بزرگان اين امت به آن عمل كرده اند و رعيت بر آن سنت به نظام آمده و حالش نيكو شده است، مشكن و سنتي مياور كه به سنتهاي نيكوي گذشته زيان رساند.

 

تعهد دولت به قوانين پاك قبلي، شاخص اثربخشي دولت

 

 

 

بدان، كه رعيت را صنفهايي است كه كارشان جز به يكديگر اصلاح نشود و از يكديگر بي نياز نباشند. صنفي از ايشان لشكرهاي خدائي اند و صنفي، دبيران خاص يا عام و صنفي قاضيان عدالت گسترند و صنفي، كارگزاران اند كه بايد در كار خود انصاف و مدارا را به كار دارند و صنفي جزيه دهندگان و خراج گزارانند، چه ذمي و چه مسلمان و صنفي بازرگانان اند و صنعتگران و صنفي فرودين كه حاجتمندان و مستمندان باشند. هر يك را خداوند سهمي معين كرده و ميزان آن را در كتاب خود و سنت پيامبرش (صلي الله عليه و آله) بيان فرموده است.

 

توزيع برابر فرصت ها

 

 

 

اما لشكرها، به فرمان خدا دژهاي استوار رعيت اند و زينت واليان، دين به آنها عزت يابد و راهها به آنها امن گردد و كار رعيت جز به آنها استقامت نپذيرد.

 

كارآيي نيروي امنيت، شاخص حاكميت قانون

 

 

 

اين دو صنف، بر پاي نمانند مگر به صنف سوم كه قاضيان و كارگزاران و دبيران اند، اينان عقدها و معاهده ها را مي بندند و منافع حكومت را گرد مي آورند و در هر كار، چه خصوصي و چه عمومي، به آنها متكي توان بود.

 

اعتماد به مسئولين

 

 

 

آنگاه از لشكران خود آن را كه در نظرت نيكخواه ترين آنها به خدا و پيامبر او و امام توست، به كار برگمار. اينان بايد پاكدامن ترين و شكيباترين افراد سپاه باشند. دير خشمناك شوند و چون از آنها پوزش خواهند آرامش يابند.

 

شايستگي كاركنان

 

 

 

بايد برگزيده ترين سران سپاه تو، در نزد تو، كسي باشد كه در بخشش به افراد سپاه قصور نورزد و به آنان ياري رساند و از مال خويش چندان بهره مندشان سازد كه هزينه خود و خانواده شان را كه بر جاي نهاده اند، كفايت كند تا يكدل و يك راي روي به جهاد دشمن آورند.

 

شايستگي كاركنان

 

 

 

قاضي تو بايد، از هر كس ديگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بيش از همه به دليل متكي باشد و از مراجعه صاحبان دعوا كمتر از ديگران ملول شود و در كشف حقيقت، شكيباتر از همه باشد و چون حكم آشكار شد، قاطع راي دهد.

 

اعتماد به نظام قضا

 

 

 

چرب زباني و ستايش به خودپسنديش نكشاند. از تشويق و ترغيب ديگران به يكي از دو طرف دعوا متمايل نشود.

 

عدالت نظام قضا

 

 

 

در بذل مال به او، گشاده دستي به خرج ده تا گرفتاريش برطرف شود و نيازش به مردم نيفتد و او را در نزد خود چنان منزلتي ده كه نزديكانت در باره او طمع نكنند و در نزد تو از آسيب ديگران در امان ماند.

 

مبارزه با فساد قضايي

 

 

 

در كار كارگزارانت بنگر و پس از آزمايش به كارشان برگمار، نه به سبب دوستي با آنها و بي مشورت ديگران به كارشان مگمار، زيرا به راي خود كار كردن و از ديگران مشورت نخواستن، گونه اي از ستم و خيانت است. كارگزاران شايسته را در ميان گروهي بجوي كه اهل تجربت و حيا هستند و از خاندانهاي صالح، آنها كه در اسلام سابقه اي ديرين دارند.

 

شايسته سالاري، مشورت با ديگران، استقلال در استخدام

 

 

 

اگر فرمانت را مخالفت كنند يا در امانتت خللي پديد آورند، پس در كارهايشان تفقد كن و كاوش نماي و جاسوساني از مردم راستگوي و وفادار به خود بر آنان بگمار.

 

اثربخشي قانون نظارت بر مديران

 

 

 

زيرا مراقبت نهايي تو در كارهايشان آنان را به رعايت امانت و مدارا در حق رعيت وا مي دارد و بنگر تا ياران كارگزارانت تو را به خيانت نيالايند. هر گاه يكي از ايشان دست به خيانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خيانت او گرد آمد و همه بدان گواهي دادند، همين خبرها تو را بس بود. بايد به سبب خيانتي كه كرده تنش را به تنبيه بيازاري و از كاري كه كرده است، بازخواست نمايي. سپس خوار و ذليلش سازي و مهر خيانت بر او زني و ننگ تهمت را بر گردنش آويزي.

 

جديت در مبارزه با مفاسد

 

 

 

ولي بايد بيش از تحصيل خراج در انديشه زمين باشي، زيرا خراج حاصل نشود، مگر به آباداني زمين.

 

سياستگذاري به نفع كسب و كار

 

 

 

هرگاه از سنگيني خراج يا آفت محصول يا بريدن آب يا نيامدن باران يا دگرگون شدن زمين، چون در آب فرو رفتن آن يا بي آبي، شكايت نزد تو آورند، از هزينه و رنجشان بكاه، آنقدر كه اميد مي داري كه كارشان را سامان دهد و كاستن از خراج بر تو گران نيايد، زيرا اندوخته اي شود براي آباداني بلاد تو و زيور حكومت تو باشد.

 

 اهتمام مسوولان در حفظ دارايي و سرمايه رعيت

 

 

 

سپس به دبيرانت نظر كن و بهترين آنان را بر كارهاي خود بگمار و نامه هايي را كه در آن تدبيرها و اسرار حكومتت آمده است، از جمع دبيران به كسي اختصاص ده كه به اخلاق از ديگران شايسته تر باشد.

 

شايسته سالاري

 

 

 

دبيرانت را به كارهايي كه براي حكام پيش از تو بر عهده داشته اند، بيازماي و از آن ميان، بهترين آنها را كه در ميان مردم اثري نيكوتر نهاده اند و به امانت چهره اي شناخته اند، اختيار كن.

 

شايستگي كاركنان

 

 

 

اگر در بين دبيران تو عيبي يافته شود و تو از آن غفلت كرده باشي، تو را به آن بازخواست كنند.

 

پاسخگويي

 

 

 

اينك سفارش مرا درحق بازرگانان و پيشه وران بپذير و در باره آنها به كارگزارانت نيكو سفارش كن. خواه آنها كه بر يك جاي مقيم اند و خواه آنها كه با سرمايه خويش اين سو آن سو سفر كنند و با دسترنج خود زندگي نمايند.

 

سياستگذاري به نفع كسب و كار

 

 

 

بسياري از ايشان را روش ناشايسته است و حريص اند و بخيل. احتكار مي كنند و به ميل خود براي كالاي خود بها مي گذارند.

 

كنترل قيمت

 

 

 

پس از آنكه احتكار را ممنوع داشتي، اگر كسي باز هم دست به احتكار كالا زد، كيفرش ده و عقوبتش كن تا سبب عبرت ديگران گردد ولي كار به اسراف نكشد.

 

 مداخله دولت در اقتصاد به نفع توليد

 

 

 

خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودين: كساني كه بيچارگان اند از مساكين و نيازمندان و بينوايان و زمينگيران. در اين طبقه، مردمي هستند سائل و مردمي هستند كه در عين نياز روي سوال ندارند. خداوند حقي براي ايشان مقرر داشته و از تو خواسته است كه آن را رعايت كني. پس در نگهداشت آن بكوش. براي اينان در بيت المال خود حقي مقرر دار و نيز بخشي از غلات اراضي خالصه اسلام را، در هر شهري به آنان اختصاص ده زيرا براي دورترينشان همان حقي است كه نزديكترينشان از آن برخوردارند و از تو خواسته اند كه حق همه را، اعم از دور و نزديك، نيكو رعايت كني. سرمستي و غرور، تو را از ايشان غافل نسازد، زيرا اين بهانه كه كارهاي خرد را به سبب پرداختن به كارهاي مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذيرفته نخواهد شد. پس همت خود را از پرداختن به نيازهايشان دريغ مدار و به تكبر بر آنان چهره دژم منماي و كارهاي كساني را كه به تو دست نتوانند يافت، خود تفقد و بازجست نماي. اينان مردمي هستند كه در نظر ديگران بي مقدارند و مورد تحقير رجال حكومت. كساني از امينان خود را كه خداي ترس و فروتن بشاند براي نگريستن در كارهايشان برگمار تا نيازهايشان را به تو گزارش كنند.

 

توجه به طبقات ضعيف جامع و نظارت بر رسيدگي به آنها

 

 

 

با مردم چنان باش كه در روز حساب كه خدا را ديدار مي كني عذرت پذيرفته آيد كه گروه ناتوانان و بينوايان به عدالت تو نيازمندتر از ديگران اند و چنان باش كه براي يك يك آنان در پيشگاه خداوندي، در اداي حق ايشان، عذري تواني داشت.

 

پاسخگويي حاكم در پيشگاه خدا

 

 

 

تيمار دار يتيمان باش و غمخوار پيران از كار افتاده كه بيچاره اند و دست سئوال پيش كس دراز نكنند.

 

شاخص اثر بخشي دولت

 

 

 

براي كساني كه به تو نياز دارند، زماني معين كن كه در آن فارغ از هر كاري به آنان پردازي. براي ديدار با ايشان به مجلس عام بنشين. مجلسي كه همگان در آن حاضر توانند شد و براي خدايي كه آفريدگار توست در برابرشان فروتني نماي و بفرماي تا سپاهيان و ياران و نگهبانان و پاسبانان به يك سو شوند، تا سخنگويشان بي هراس و بي لكنت زبان سخن خويش بگويد. كه من رسول الله (صلي الله عليه و آله) بارها شنيدم كه مي گفت: پاك و آراسته نيست امتي كه در آن امت زيردست نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از قوي دست بستاند. پس تحمل نماي، درشتگويي يا عجز آنها را در سخن گفتن.

 

توانايي مردم در شكايت از دولتمردان

 

 

 

سپس كارهايي است كه بايد خود به انجام دادنشان پردازي، از آن جمله: پاسخ دادن است به كارگزاران در جايي كه دبيرانت درمانده شوند. ديگر برآوردن نيازهاي مردم است در روزي كه بر تو عرضه مي شوند، ولي دستيارانت در اداي آنها درنگ و گراني مي كنند.

 

نظارت بر مديران

 

 

 

به هر حال، روي پوشيدنت از مردم به درازا نكشد، زيرا روي پوشيدن واليان از رعيت خود، گونه اي نامهرباني است به آنها و سبب مي شود كه از امور ملك آگاهي اندكي داشته باشند. اگر والي از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختيها و رنجهاي آنان آگاه شود.

 

شاخص اثر بخشي دولت در كيفيت خدمات عمومي

 

 

 

و حق را هم نشانه هايي نيست كه به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود و تو يكي از اين دو تن هستي: يا مردي هستي در اجراي حق گشاده دست و سخاوتمند، پس چرا بايد روي پنهان داري و از اداي حق واجبي كه بر عهده توست دريغ فرمايي و در كار نيكي، كه بايد به انجام رساني درنگ روا داري يا مردي هستي كه هيچ خواهشي را و نيازي را برنمي آوريد، در اين حال، مردم ديگر از تو چيزي نخواهند و از ياري تو نوميد شوند.

 

شاخص اعتماد به نظام

 

 

 

و بدان، كه والي را خويشاوندان و نزديكان است  و در ايشان خوي برتري جويي و گردنكشي است ودر معاملت با مردم رعايت انصاف نكنند. ريشه ايشان را با قطع موجبات آن صفات قطع كن. به هيچيك از اطرافيان و خويشاوندانت زميني را به اقطاع مده.

 

جلوگيري از فساد در ميان مديران

 

 

 

مبادا به سبب نزديكي به تو، پيماني بندند كه صاحبان زمين هاي مجاورشان را در سهمي كه از آب دارند يا كاري كه بايد به اشتراك انجام دهند، زيان برسانند و بخواهند بار زحمت خود بر دوش آنان نهند. پس لذت و گوارايي نصيب ايشان شود و ننگ آن در دنيا و آخرت بهره تو گردد.

 

مبارزه با فساد در ميان مقامات

 

 

 

اجراي حق را در باره هر كه باشد، چه خويشاوند و چه بيگانه، لازم بدار و در اين كار شكيبايي به خرج ده كه خداوند پاداش شكيبايي تو را خواهد داد. هر چند، در اجراي عدالت، خويشاوندان و نزديكان تو را زيان رسد. پس چشم به عاقبت دار، هر چند تحمل آن بر تو سنگين آيد كه عاقبتي نيك و پسنديده است.

 

شاخص مبارزه با فساد در مقامات

 

 

 

اگر رعيت بر تو به ستمگري گمان برد، عذر خود را به آشكارا با آنان در ميان نه.

 

آزادي اطلاعات و اطلاع رساني

 

 

 

و با اين كار از بدگمانيشان بكاه كه چون چنين كني، خود را به عدالت پرورده اي و يا رعيت مدارا نموده اي. عذري كه مي آوري سبب مي شود كه تو به مقصود خود رسي و آنان نيز به حق راه يابند.

 

اعتماد بر نظام

 

 

 

اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روي برمتاب كه خشنودي خداي در آن نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهانت شود و تو را از غم و رنج برهاند و كشورت را امنيت بخشد.

 

ثبات سياسي و جلوگيري از نزاع

 

 

 

در برابر پيماني كه بسته اي و اماني كه داده اي خود را سپر ساز، زيرا هيچ يك از واجبات خداوندي كه مردم با وجود اختلاف در آرا و عقايد، در آن همداستان و همراي هستند، بزرگتر از وفاي به عهد و پيمان نيست.

 

تعهد دولت به قوانين و قول و قرارها

 

 

 

پيماني مبند كه در آن تاويل را راه تواند بود و پس از بستن و استوار كردن پيمان برا يبر هم زدنش به عبارتهاي دو پهلو كه در آنها ابهامي باشد، تكيه منماي.

 

شاخص شفافيت و نظام حقوقي شفاف

 

 

 

بپرهيز از خونها و خونريزي هاي بنا حق، پس مباد كه حكومت خود را با ريختن خون حرام تقويت كني، زيرا ريختن چنان خوني نه تنها حكومت را ناتوان و سست سازد، بلكه آن را برمي دارد يا به ديگران مي سپارد.

 

ثبات سياسي و عدم خشونت

 

 

 

اگر مرتكب قتل عمدي شوي، نه در برابر خدا معذوري نه در برابر من، زيرا قتل عمد موجب قصاص مي شود. اگر به خطايي دچار گشتي و كسي را كشتي يا تازيانه ات، يا شمشيرت، يا دستت در عقوبت از حد درگذرانيد يا به مشت زدن و يا بالاتر از آن، به ناخواسته مرتكب قتلي شدي، نبايد گردنكشي و غرور قدرت تو مانع آيد كه خونبهاي مقتول با به خانواده اش بپردازي.

 

شاخص نظم و قانون و استقلال نظام قضا

 

 

 

از خودپسندي و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت شده و نيز از دلبستگي به ستايش و چرب زباني هاي ديگران، پرهيز كن.

 

فساد سياسي

 

 

 

زنهار از اينكه وعده دهي و خلاف آن كني. خلف وعده، سبب برانگيختن خشم خدا و مردم شود. خداي تعالي فرمايد: خداوند سخت به خشم مي آيد كه چيزي بگوييد و به جاي نياوريد.

 

توانايي در اجراي برنامه و وفاي به عهد

 

 

 

از شتاب كردن در كارها پيش از رسيدن زمان آنها بپرهيز و نيز، از سستي در انجام دادن كاري كه زمان آن فرا رسيده است و از لجاج و اصرار در كاري كه سررشته اش نا پيدا بود و از سستي كردن در كارها، هنگامي كه راه رسيدن به هدف باز و روشن است حذر نماي. پس هر چيزي را به جاي خود بنه و هر كار را به هنگامش به انجام رسان.

 

اهميت برنامه ريزي و عمل آن در زمان تعيين شده

 

 

 

و بپرهيز از اينكه به خود اختصاص دهي، چيزي را كه همگان را در آن حقي است يا خود را به ناداني زني در آنچه توجه تو به آن ضروري است و همه از آن گاه اند.

 

مبارزه با فساد در بين مقامات دولتي

 

 

 

بر تو واجب آمد كه همواره به ياد داشته باشي آنچه بر واليان پيش از تو رفته است از حكومت عادلانه اي كه داشته اند يا سنت نيكويي كه نهاده اند يا چيزي از پيامبر (صلي الله عليه و آله) كه آورده اند يا فريضه اي كه در كتاب خداست و آن را بر پاي داشته اند. پس اقتدا كني به آنچه ما بدان عمل مي كرده ايم و بكوشي تا از هر چه در اين عهد نامه بر عهده تو نهاده ام و حجت خود را در آن بر تو استوار كرده ام، پيروي كني.

 

تعهد دولت به سنتهاي حسنه و ولايتمداري

 

 

 

از خداي مي طلبم مرا و تو را توفيق دهد به چيزي كه خشنوديش در آن است از داشتن عذري آشكار در برابر او و آفريدگانش و آوازه نيك در ميان بندگانش.

 

رضايت الهي و بندگان خدا، نتيجه كار