مقدمه
سلامت، امروزه به صورت یکی از مهمترین و اصلی ترین وجوه نظام های اجتماعی و از اولویت دارترین مطالبات افراد در کلیه جوامع مطرح شده است. دستیابی به سطح سلامت مطلوب برای کلیه افراد جامعه به عنوان هدف نهایی تمامی نظام های سلامت در دنیا، محصول و نتیجه عوامل و فاکتورهای متعددی است که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم شرایطی را ایجاد می کنند که تاثیرات مثبت یا منفی بر روی سلامت افراد می گذارند .
شواهد نشان می دهد که در اغلب کشور های جهان، گروههای غیر برخوردار شانس کمتری برای بقا دارند و در سنین پایینتری از دنیا می روند. شکاف زیادی بین جمعیت های شهری و روستایی وبین نواحی مختلف در یک کشور دیده میشود،گروههای فقیر نه تنها بار بیماری بیسشتری دارند.بلکه شروع بیماریهای مزمن و معلولیت در آنان در سنین جوان تری اتفاق میافتد این موضوع نه تنها در کشور های فقیر بلکه در گروهای فقیر کشور های پیشرفته نیز صادق است.(1)
در سال هاي اخير سازمان جهاني بهداشت بر لزوم اندازه گيري عدالت در توزيع منابع نظام سلامت تاكيد كرده است. درکشورهای درحال توسعه معمولا به دلیل فراهم نبودن زمینه اطلاعات، مهارت و تخصص در زمینه برنامه ریزی بهداشتی ودرمانی اغلب منابع بصورت نامتوازن تخصیص می یابند.(2،3)