به ارزشهاي مشتريان احترام بگذاريم .
استراتژيبازاريابي يعني تنظيم و اجراي آميزه بازاريابي. ابزار كار و تاكتيك ها در بازاريابي، آميزه بازاريابي است. محتوي استراتژيبازاريابي در اصل پاسخ به اين سئوال استكه «چگونه ميتوانيم ارزش برتري به مشتريان بازارهاي هدف خودارائهنماييم؟».
پاسخ به اين سئوال نيازمند فرمولهكردن آميخته بازاريابي متناسب با هر بخش است.آميخته بازاريابي عبارتاست از محصول، قيمت، ترفيع يا ارتباطات وتوزيع و خدماتي كه به بازار هدف ارائه ميشود. تركيب اين عناصر به نيازهاي مشتريان پاسخداده و براي آنها ارزش مي آفريند.
مباحث جديدي چون مشتريگرايي، توليد بهموقع، مشاركت، جهانيشدن، زنجيره عرضه و مسائل بازاريابي،استفادهاز تكنولوژي اطلاعات و كامپيوتر و غيره و وجود رقابت هاي شديد در اغلب صنايع و كاهش روزافزون منابع و از همه مهمتر بالارفتن درك و فهم و توقع و قدرت تشخيص مشتريان، و تغيير در سليقههاي آنها سبب گرديدهاست تا مديران امروز و آينده بدنبال مباحث استراتژيك و علمي باشند.
یک سازمان وقتی ميتواند به بقای خود ادامه دهد که بتواند نیازها و خواستههای مصرفکننده را با دركي صحیح و جامع برآورده كند.
بعنوان مثال صنعت ساختمانسازي يكياز صنايع بسيار حساس بوده و نقش بسيار مهمي در اقتصاد كشور دارد؛ بطوريكه ميزان سرمايهگذاريهاي بخش مسكن در سالهاي اخير حتي بيشاز توان اقتصادي جامعه بودهاست وبه همين دليل ضروريست تا ازطريق اعمال سياستهاي تكميلي؛ زمينههاي لازم براي استفاده بهينه از سرمايهگذاريها به عمل آيد. لازم به توضيح استكه بيشاز 95% سرمايهگذاريهاي بهعملآمده در بخش ساختمانسازي توسط بخش خصوصي و 5% آن توسط دولت بودهاست. ازطرفي صنعت فوق دربرگيرنده شمار فراواني از صنايع ديگر است و لذا نقش بهسزايي را در اشتغالزايي ايفا ميكند.
صنعت ساختمانسازی امروزه یک صنعت بسیار مهم میباشد چراكه محصول آن، ساختمان وآپارتمان استكه بخش قابلتوجهی از سرمایه مردم را به خود اختصاص میدهد و مردم برای تصمیمگیری درموردخرید آن تحتتاثير شرایط بسیار زیادی قرار میگیرند.
شايسته است تا با شناساييعوامل آميخته بازاريابي يك محصول مانند آپارتمان بلندمرتبهمسكوني؛ تا حد ممکن آنها را تحت کنترل درآورده و حتيالامكان زمينههايي را که مطلوب یک خریدار بوده و بر ذهن وي تأثيرگذارده واو را درخريد، یک آپارتمان خاص مصممميكند؛ حتيالامكان برای وي ایجاد کنیم.
مشکلی که در این زمینه احساس میشود این استكه هیچگونه اطلاعات جامعي درموردسلایق و خواسته های خریداران سازههاي بلندمرتبه براي برخيساختمانسازان وجود ندارد تا محصولات خود را منطبق با نيازهاي خريداران توليد كرده و از راه ارضای نیازهای مشتری به سود منطقی دست یابندو اگر اطلاعاتی هم وجود داشته باشد قطعاً متمركز نبوده و به صورت پراکنده میباشد؛ و لذا ساختمانسازان بنا به توان توليد خود و بدون توجه به نياز وخواست مصرفکنندگان و خریداران اقدام به تولید ساختمان میکنند.
مشتریمداری و توجه به خواستههای مشتري؛ امروزه به عنوان یکی از اصلیترین و مهمترین وظایف واحدهای تولیدی و خدماتی محسوب میگردد. رضایت مشتری در استفادهاز یک محصول در ابعادگوناگون چندصباحی است که در عرصه صنعت و تجارت مطرح شدهاست و سازمانها نیز رضایت مشتریان را جزو اهداف اساسی و عملیاتی خود قرارداده و لذا برنامهریزی تولیدات خود را نیز براين اساس شکل میدهند.
مشتری یا درواقع مصرفکننده نهایی محصول، دارای خواستها و نیازهایی میباشد که این خواستهها و نیازها همه متأثر از حالات روانی، احساسی و فیزیکی او میباشند که مشتري انتظار داردتا در ازاء مصرف محصول، به این خواستها و نیازها پاسخ دهد. مجموعه این فعالیتها و حالات روانی، احساسی و فیزیکی شکلدهنده رفتارمصرفکننده میباشد. رفتارمصرفکننده در برخورد با یک کالا یا محصول و استفادهاز آن محصول متأثر ازعوامل متعددی میباشد که درواقع خود؛مصرفکننده را يا به سمت استفادهاز محصول سوقداده و یا ازمصرفآن باز میدارند.
رفتارمصرفکننده در قبال یک محصول و درواقع تصمیمگیری وی در جهت مصرف یک کالا از یكسو متأثر ازعوامل فردی، روانی، اجتماعی و فرهنگی میباشد؛ واز سوی دیگر متأثر ازعواملی است که بطور مستقیم به خود محصول مرتبطگرديده و جزء ویزگیهای آن محصول یا کالا محسوب میگردد؛کهاز این ویژگیها در قالب آمیختههای بازاریابی یاد میگردد.
آمیختههای بازاریابی ازعوامل متعددی تشکیل شدهاست. اما آنچه که در این پژوهش به عنوان آمیختهبازاریابی مدنظر میباشد عبارتاست از: قیمت، محصول، ترفيع و توزیع.
هر یک از این چهار عامل بهتنهایی یا درمجموع در شکلگیری رفتارمصرفکننده در جهت استفادهاز محصول مؤثرخواهندبود.آنچه دراين فرايند مبرهن مينمايد اين استكه هركدام ازطرفين مبادله خواهان كسب منفعتي درانجام معامله ميباشند. كسب منفعت بدون درايت و تدبير قبلي به هيچ دستاورد قابلملاحظهاي منجرنخواهد شد. در شرايط كنوني لازم استكه هر اقدام توليدكننده يا حتي فروشنده با برنامهريزي و تحقيقلازم صورت پذيرد. بعبارتديگر فروشنده بايد بداند كه مشتري يا مصرفكننده خواهان چهچيزي است ويا به چه چيز اهميت ميدهد؟ تصميمگيرياش در شرايط مختلف به چه صورتي است؟ فلذا ابتدا سازمان بايد اين عوامل را بخوبي بداند و سپس دراين مسير اقدام لازم را معمول بدارد. بدون تحقيق دراين زمينه و بعبارتي بدون شناخت علايق و سلايق مصرفكنندگان هر اقدامي به منزله تيري در تاريكي محسوب شده ونتيجهاي جز هرزرفتن منابع نخواهد داشت.والبته دربخش مسكن با توجه به شكاف عميق بين عرضه و تقاضا و عدم تخصص برخي سازندگان وعدم نظارت سازمانهاي ناظر و فقدان اخلاق حرفه اي در برخي سازمانها عملا فضايي براي تعامل برنده برنده ايجاد نگرديده است وليكن علم وتجربه نشان داده استكه اشخاص و سازمانهايي كه به ارزشهاي مشتريان احترام ميگذارند همواره سود ميبرندوالبته بهترين منبع (سودآوري ماندگار)و ( ثروت آفريني پايدار) نام ونشان نيكو وياهمان(( برندخوب)) است..